علت قبول نشدن در كنكور ؟!!!!!!!!!!!!!!!
اگر داوطلبي درکنکور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است در حالي كه:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.
2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است. بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه 1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود. پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند.
6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفنی لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است. اين خود 15 روز است. پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد. پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است . 11) سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست. چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!! نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد.
مزایای بدحجابی و مانکن خیابانی بودن:
۱-تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه
۲-بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن
قیمت خروس در حد گاو
۳-بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت
به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به
دیوار مورچه خاک به گور)
۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد
نیروگاه بوشهر
۵-قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا این
ضرب المثل((یه نگاه که حلاله))
۶-کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب..عنکبوت..اتو
زنی..تاکسی مرسی..مدیریت خانه عفاف..
۷-ایجاد بازار کار برای دختران ایرانی به عنوان حوری در بهشت و دوبی
۸-پر شدن اوقات فراغت برادران همیشه در صحنه بسیج و برخورد با خانمها
۹-پیداش شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که استعداد انها سالها زیر مانتوی گشاد
هدر میرفت
۱۰-افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و دراوردن
مانتوهای چسبان
۱۱-پیدا شدن دو نقطه برجستگی جدید اضافه بر برجستگیهای قبلی دختران ایرانی
نظیر دانشگاه و اشپزی
۱۲-تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر
داف ممکن
مهناز افشار ۰۱

مهناز افشار(بازی کلاغ پر) ۰۲
محمدرضا گلزار(بازی گلاغ پر)
لیلا اوتادی

ترانه عليدوستي

محمدرضا گلزار

محمدرضاگلزار و مهناز افشار (آتش بس)

تم بهنوش بختیاری

بچه

مهناز افشار ۰۳
ممنون میشم نظراتنو در مورد
تم هایی که ساختم بگید
روشهای خود کشی در تابستان
سلام .خوبین؟ نیاز به فکر کردن برای جواب دادن نیست ..می دونیم با این گرمای 50 درجه هر موجود زنده ای هم که باشه قات می زنه .حداقلش دیگه مورچه های بیچاره برشته میشن و ما ادما که خیر سرمون خیلی سریم اب پز می شیم .حالا یا این وضع ما می خواهیم یکی از رایج ترین راه های خود کشی را به شما یاد بدیم.
که البته این راه فقط در تابستان کاربرد دارد و در زمانهای دیگر کاملا بلا استفاده بید*
برای اقا پسرها :
1- مالیدن 2 کیلو و 250 گرم ( دقت داشته باشید حتما باید 250 گرم باشد که کار خوب در بیاد و مثل کیک تخم مرغی پف نکند ) ژل حالا از هر نوعی فقط ترجیحا خارجی باشد که برو بچز سر کوچه و باشگاه و اموزشگاه و ... سوسک بشن اونم از نوع بالدار .مو هامون رو هم از پشت به صورت 40 گیس ببافیم که بگیم ما هم اخر مو بیدیم *.
2- اویزان کردن یه گردنبند 500 کیلویی یا 2 گردنبند 250 کیلویی که حالا می تونه با انواع و اقسام شکل هیولاها و موجودات فضایی ( مریخی و ...) با شد . با زنجیر مخصوص و خیلی کلفت (از همان زنجیر هایی که توی پارکه بهش تاب وصل می کنند و بچه ها وقتی روش سوار می شن قند توی دلشان تبلور می کند .)
3- پوشیدن یه بلیز یقه بلند از زیر و یه تی شرت یقه گرد تنگ از روش که هیکل میکل چشم همه ی حسود ها را بترکونه . توضیح : (در این روش شما باید یه پنکه یا یه کولر گازی (ترجیحا گازی باشد برای سرمای بیشتر ) به خودتان وصل کنید .البته به صورت نا محسوس که از زیر این لباس زیبا خنک شوید ) در ضمن همواره به یاد این ضرب المثل زیبا هم باشید :کلاس گذاشتن مهمتراز مردن بید.*
4-پوشیدن شلوار جین دارای خنک کننده طبیعی در سر زانوها که با همین تیغ های ساده هم میتوان این خنک کننده های ساده را ابداع کرد .و بستن انواع و اقسام زنجیر به سر و ته ان که وقتی راه می رویم عین بز زنگوله پا صدا بدهیم .
5-پوشیدن کتونی های های تاپ* اونم تو این گرمای 50 درجه و بستن بند ان تا سر زانو که بگیم ما خیلی مرتبیم و نمی خواهیم بند کفشامون عین این بچه شلخته ها رو زمین بکشد .
6-نحوه ی راه رفتن : تنها کاری که باید بکنید این است که بنشینید و یه خورده کارتون شرک ببینید (حالا فرقی نداره 1 یا 2 ) فقط تمام سعی تان را بکنید که همین طوری راه بروید.
نتیجه: با این وضع حتما در اینده بخت و اقبال باندی خواهید داشت و همسری همچون فیونا (از جنس خودتان )گیرتان می اید و به پای هم پیر میشوید انشاالا...
برای دختر خانمها :
توضیح :به دلیل مسایل امنیتی بنده قسمت دختر خانمها را کمتر می نویسم .
1- پوشیدن یه کتونی های تاپ برای کم کردن روی پسرها با جوراب 7 رنگ ساق بلند و پوشیدن شلوار جین باز هم برای کم کردن روی پسرها با این تفاوت که این بار ازپایین یعنی نواحی ساق پا دارای خنک کننده است .
(2 لا تا بزنی )برات مثل کولر گازی {....}* کار می کنه.
2-پوشیدن مانتوهایی که به شکل سارافون باشد . از همان هایی که وقتی 3 یا 4 ساله بودیم توی مهد کودک تنمون می کردند .
3- گذاشتن شال کنفی* (حتما کنفی باشد که حسابی اب پز شویم) ان هم به صورت یچیده دور گردن .
4- گذاشتن عینک افتابی با قطر 10 سانتی متر روی سر به طوری که رفلکس* نور افتاب چشم طرف مقابل را کور کند .(بد نیست بعدش یادمان بیفتد که عینک افتابی برای روی چشم مبارک است ).
توضیحات:
1-بید: است
2-بیدیم:هستیم
3-های تاپ: همون ساق دار خودمون
4-{....}: نام شرکت تولی کننده ی کولر
5- کنفی: نوعی پارچه که مانند گونی برنج میماند
6- رفلکس:بازتاب
منتظر راههای بعدی باشید...
شانه هايت را براي گريه کردن دوست دارم
مهستی، خواننده ایرانی درگذشت
مهستی، خواننده ایرانی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا
به سرطان در لس آنجلس درگذشت.

خبر درگذشت این خواننده قدیمی ابتدا در رسانه های فارسی زبان منتشر شد، وی از مدتها قبل به دلیل ابتلا به سرطان روده بیمار و بستری بود.
خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز در این کشور توسط جمعی از ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.
از وی 35 آلبوم موسیقی منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.
و باز هم در جای دیگه آمده که :
گزارش ها حاکی است که "مهستی" خواننده مشهور ایرانی روز 25 ژوئن درگذشت. مهستی که نام اصلی اش خدیجه (افتخار) دده بالا بود در سال 1946 به دنیا آمد و روز دوشنبه در سن 60 سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سرطان فوت کرد.
مهستی کار خود را در برنامه معروف گل های رنگارنگ رادیو ملی ایران با آهنگ "آنکه دلم را برده خدایا" آغاز کرد.
گفته می شود که هایده، خواهر مهستی، کار خود را پنج سال پس از او آغاز کرد.
در طول 35 سال کار خوانندگی، مهستی آهنگ های ماندگار بسیاری اجرا کرد.
او در ماه مارس 2007 اعلام کرد که از چهار سال پیش به بیماری سرطان مبتلا شده است. او در سال های پیش از مرگ در "سنتا روزا" در کالیفرنیا با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند دیگرش زندگی می کرد.
ترانه ها گاهي اوقات ماندگارترين بخش حافظه آدم هستند، بخشي از حافظه که بدون هيچ زحمتي به ياد مي آيند و زير لب تکرار مي شوند و مي تواني آنها را هزار بار بخواني و در کنار هر ترانه کلي يادگارهاي ذهني از خاطرات خوب و بد زندگي است که همراه با کلمه ها و آهنگ ترانه در ذهن مي آيند و با آن مي تواني بخندي و گريه کني و به شانه هايي فکر کني که براي گريه کردن کم آورده اي.
هايده وقتي رفت، اين ترانه را براي ذهن همه ما فارسي زبانها به يادگار گذاشت و گذاشت تا در آن روزهاي سخت دلتنگي بتوانيم زمزمه کنيم که شانه هايت را براي گريه کردن دوست دارم... امروز خبر مرگ مهستي را شنيدم و بي اختيار يادم افتاد که مهستي اين ترانه هايده را پس از مرگ خواهرش براي او خوانده بود. گاهي اوقات فکر مي کنم ترانه خوانان جزو مهم ترين انسانهاي زندگي ما هستند، کساني که مي آيند و در حافظه ما و دل ما مي نشينند و انگار که هيچ مرگي نمي تواند ترانه را بميراند. گاهي مي شود « آسمون با من و تو قهره ديگه» را به ياد آورد و زير لب خواند و به آسماني که با من و تو قهر کرده است فکر کرد.
گاهي مي شود زير لب گفت: وقتي نيستي زندگي فرقي با زندون نداره و به بيست سالگي برگشت و به روزهاي تبداري فکر کرد که گاهي شيرين ترين خاطره ايست که مزمزه مي کنيم. مي شود چشم را بست و به عزيزي فکر کرد و زير لب خواند که کي اشکاتو پاک مي کنه شبها که غصه داري....
مهستي ديروز رفت، صدايش هميشه در حافظه ما خواهد بود و هميشه مي توانيم بخوانيم که اين دل و دل و دل کشت منو
عکس هایی به یاد ماندنی از مهستی
گلچين آهنگهاي مهستي !
برای دانلود بر روی اسم آهنگ راست کلیک کرده و گزینه save az را بزنید
خوب من
منتظر نظراتتون هستم
وصیت یک مرده
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم!
بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد!
به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!
ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري كنند!
عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است!
بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم!
كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!
مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند!
روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست!
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!
كساني كه زير تابوت مرا ميگيرند، بايد هم قد باشند!
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد!
گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد!
در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند!
از اينكه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش ميطلبم!
به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم!
چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد












